
گل سرخی به نام خسرو...
سلام خدمت شما دوستان همدل.
داریوش اقبالی یکی از هزاران میهن پرستی است که تمام لحظات عمرش را وقف آزادی
و سرفرازی ایرن عزیز کرده است.
مردان و زنان بیشماری بودند که در راه سر بلندی ایران و ایرانی از جان خویش هم گذشتند
و تا آخرین لحظه عمرشان فریاد آزادی بر لب داشتند.
یکی از این افراد آزاده زنده یاد خسرو گلسرخی است که نامش برای همیشه در
تاریخ جاودان می ماند که به خاطر فعالیتهای آزاذی خواهانه اش در دوران
قبل از انقلاب دستگیر و شکنجه و در نهایت به اعدام محکوم شد.
او در دادگاهی که حکم اعدام او را صادر نمود چنین گفت:
من در دادگاهی كه نه قانونی بودن و نه صلاحیت آنرا قبول داردم از خود دفاع نمی كنم بعنوان یك ماركسییت خطابم با خلق و تاریخ است هر چه شما بر من بیشتر بتازید من بیشتر بر خود می بالم چرا كه هر چه از شما دورتر باشم به مردم نزدیكترم و هر چه كینه شما به من و عقایدم شدیدتر باشد لطف و حمایت توده مردم از من قوی تر است حتی اگر مرا به گور بسپارید كه خواهید سپرد مردم از جسدم پرچم و سرود می سازند.
29 بهمن سالروز شهادت خسرو گلسرخی را به تمان عاشقان ایران زمین و به همسرش عاطفه گرگین وفرزندش دامون گلسرخی تسلیت میگویم.
امیدوارم ما نیز بتوانیم مانند او و هزاران میهن پرست دین خود را به سرزمین خود ادا کنیم .

شعری از خسرو گلسرخی
یک با یک برابر نیست...
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششي از گرد پنهان بود
ولي آخر كلاسيها
لواشك بين خود تقسيم ميكردند
وان يكي در گوشهاي ديگر جوانان را ورق ميزد
براي آنكه بيخود هاي و هو ميكرد و با آن شور بيپايان
تساويهاي جبري را نشان ميداد
خطي خوانا به روي تختهاي كز ظلمتي تاريك
غمگين بود
تساوي را چنين بنوشت
يك با يك برابر هست
از ميان جمع شاگردان يكي برخاست
هميشه يك نفر بايد به پا خيزد
به آرامي سخن سر داد
تساوي اشتباهي فاحش و محض است
معلم
مات بر جا ماند
و او پرسيد
اگر يك فرد انسان واحد يك بود آيا باز
يك با يك برابر بود؟
سكوت مدهشي بود و سوالي سخت
معلم خشمگين فرياد زد
آري برابر بود
و او با پوزخندي گفت:
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آن كه زور و زر به دامن داشت بالا بود؟
وانكه قلبي پاك و دستي فاقد زر داشت
پايين بود ؟
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
آن كه صورت نقره گون
چون قرص مه ميداشت
بالا بود؟
وان سيه چرده كه ميناليد
پايين بود؟
اگر يك فرد انسان واحد يك بود
اين تساوي زير و رو ميشد
حال ميپرسم يك اگر با يك برابر بود
نان و مال مفت خواران
از كجا آماده ميگرديد؟
يا چه كس ديوار چينها را بنا ميكرد؟
يك اگر با يك برابر بود
پس كه پشتش زير بار فقر خم ميشد؟
يا كه زير ضربت شلاق له ميگشت؟
يك اگر با يك برابر بود
پس چه كس آزادگان را در قفس ميكرد؟
معلم ناله آسا گفت
بچهها در جزوههاي خويش بنويسيد
يك با يك برابر نيست