
عشق یا تازیانه سلوک...
سلام خدمت شما دوستان عزیز.
در ترانه (ای عشق ) که داریوش اجرا کردن واقعا زیبا عشق را توصیف کردند و جز یکی از اون
ترانه های میشه که من و شما خاطرات زیادی از اون داریم.
بنده مطلبی را از کتاب (عشق یا تازیانه سلوک نوشته سید فخرالدین برقعی) انتخاب کردم که
به توصیف درجات عشق می پردازد.
شاید تلنگری باشد به من و شمایی که یعضی مواقع با نادیده گرفتن اندک فاصله هوس و عشق
خود را عاشق می خوانیم و اندکی بعد فارق...
درباره عشق سخن زیاد است ولی به یک بیت شعر از حافظ اکتفا میکنم که می گوید.
مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد
عرفا گویند مراتب عشق ده مرتبه است.
1- موافقت : یعنی با دشمنان محبوب دشمن و با دوستان محبوب دوست باشی.
2- موانست : یعنی از همه گریزان باشی مگر محبوب که همه وقت جویای او باشی.
3- مودت : یعنی در خلوت دل مشغول به عجز و زاری و راز و نیاز با محبوب باشی.
4- همی : یعنی دائما دل در مجاهت داری و خالی از محبوب نکنی.
5- خلت : یعنی تمام اعضاء و جوارحت از یاد دوست پر باشد.
6- محبت : یعنی خود را از صفات ذمیمه و ناپاک پاک گردانی و به صفات حسنه بیارائی که
جمال محبوب در تو جلوه گر شود.
7- شعف : از کثرت حرارت شوق محبوب حجابهای دل را پاره گردانی و فقط محبوب را در دل راه دهی.
8- وهم : یعنی خود را بنده محبت محبوب گردانی.
9- وله : یهنی آئینه دل را دائما در برابر جمال محبوب گردانی.
10- عشق : یعنی خود را بکلی گم گردانی و فانی در محبوب شوی.
در انتها هم یک ترانه قدیمی و زیر خاکی براتون میذارم به نام غم عشق.
امیدوارم لذت ببرید.
فقط نظر یادتون نره................